HOT CUP OF COFFEEEE |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
چای که تو شرکت داشتم تموم شده بود.. من هم که معتاد..حتی اگه نخورم.. باید یه لیوان چای رو میزم باشه..
قهوه هم که بعد از ظهر ها میخرم و میخورم که میرم خونه خوابم نبره!!!
خلاصه از ناچاری قهوه درست کردم اما شیر نداشتم.. در یخچال را باز کردم.. به بطری شیر بود که روش نوشته بود "فری"... من ازش ١ کم برداشتم..
حالا نمیدونم این فری همون رایگان بود یا اسم بابا!!!
اگه اسمش بود که خیلی اسم شعری بود !!!
| لینک | ۱۳٩٠/۳/۱۳ - پانته آ |
خوب امروز قراره ٣۴ سالگی خودم را چشن بگیریم!!!
از خدا ممنونم به خاطر تمام روزهای قشنگی که تجربه کردم...
اما دلم گرفته.... برای تجربه کردن بعضی چیزا دیگه وقتی باقی نمونده... خیلی چیزا شاید فقط مثل یه بغض تو گلوم باقی بمونه..
اما اشب رو جشن میگیرم به خاطر تمام اون لحظاتی که از ته دل خندیدم و یا اون وقتهایی که احساس غرور و خوشبختی کردم!!!!
| لینک | ۱۳٩٠/۱/۳ - پانته آ |
یعضی روزا از صبج که پا میشی همه چیز خیلی تخمی آغاز میشه..
امروز از اون روزاست!!!
صبح که دیدم سبزه هام دارن خراب میشن و یه سال تحوبل نمیرسن...
چشمام هم از درد داره منفجر میشه..
بعد از ١۶ ماه کار ٣ روز اومدیم مرخصی بگیریم برامون یه دوره اجباری گذاشتن که باید شرکت کنم...
یه کار را بابد تا آوریل تحوبل بدم که هنور شروع هم نشده...
سرم هم داره گیچ میره
تاره ساعت ٩ صبح ... تا شب نمیدونم چی میشه 
خدابا نامردیه ....
| لینک | ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ - پانته آ |
عید....
هرچند که ترجیح میدم بوی عید با اومدن بهار همراه باشه ونه پاییز، اما هنوز بوی خوب نو شدن عید را حس میکنم...
وای خدایا الان خیابونها پر شده از دست فروشها که زنها دورشون جمع شدن و گاهی حتی به سختی میشه دید چی داره فروخته میشه...
فرشهای نخ نما شده دارن آفتاب میخورن و پدر ها به فکر برگزاری مراسم عید و این که پیش زن و بچشون کم نیارن!!
یعنی میشه یه روزی بشه که همه بچه های سرزمین مادری توی عید لباس نو داشته باشن؟
به امید اون روز عید رو پیشاپیش به همه دوستای خوب و فامیلهای عزیزم تبریک میگم....
| لینک | ۱۳۸٩/۱٢/٢٠ - پانته آ |
این خارجی های احمق نمیدونن نفت چیه!!! باید بگی روغنی که برا سوخت به کار میره...بعد بازم نمیفهمن..حالا من با این انگلیسی دست و پا شکسته چه جوری حالی این احمقها کردم..نمیدونم.. فکر کنم ولی اشتباهی بازم اونا یه چیز دیگه قهمیدن....
فکر کن... میخواستم بهش توضیح بدم نفت بریزه تو چاه. سوسکا بمیرن.... حالا اصلا به من چه")))) من خودم تنم شده پر از جای نیش پشه & عنکبوت.. یکی بیاد منو بگیره.....
| لینک | ۱۳۸٩/۱۱/٢٥ - پانته آ |

